وريتك ) كه در اصل به معناى « كتابدان » و « كتابخوان » باشد .
برابر با مفهوم كتاب ، حكيم فردوسى كلمات « دفتر » و « نامه » به كار برده ، چنانكه در ديباچهء شاهنامه كه آن را « نامور نامهء شهريار » خوانده ، گويد كه « اين را دروغ و فسانه مدان » ، زيرا :
« يكى نامه بود از گه باستان * فراوان به دو اندرون داستان
پراكنده در دست هر موبدى * ازو بهرهاى نزد هر بخردى
يكى پهلوان بود دهقاننژاد * دلير و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهء روزگار نخست * گذشته سخنها همه بازجست
زهر كشورى موبدى سالخورد * بياورد كاين نامه را ياد كرد
. . . . . .
چو بشنيد از ايشان سپهبد سخن * يكى نامور نامه افكند بن » « 1 »
درآوردن كليله و دمنه گويد كه برزوى پزشك به خسرو انوشيروان گفت :
من امروز در دفتر هندوان * همىبنگريدم به روشن روان
كه اين نامه را دست پيش آورم * ز دفتر به گفتار خويش آورم
مرا گفت كز من سخن بشنوى * به شعر آرى از دفتر پهلوى
يكى دفترى ديد پيش اندرش * نوشته كليله بر آن دفترش
نبشت او بر آن نامهء خسروى * نبود آن زمان خطّ جز پهلوى
چو زو نامه رفتى به شاه جهان * « در » ى از كليله نبشتى نهان
نويسنده از كلك چون خامه كرد * ز برزوى يك « در » سر نامه كرد
هامش
( 1 ) . شاهنامه ، چاپ مسكو ، ج 1 ، ص 21 .