آنها با ثوابت مىباشد .
مرحلهء سوم ( از سال 539 تا 321 ق . م . ) يا دورهء امپراتورى هخامنشى را عصر شكوفايى نجوم رياضى بابلزمين با ويژگىهاى ايرانى - پارسى مىدانند ، كه طىّ آن ادوار نجومى خور و ماه و اختران با دقّت علمى فراعادى تعيين شد ، حركتهاى خور و ماه و اختران و گرفتگىهاى آنها محاسبه گرديد ؛ و آن محاسبات خود مبتنى بريك نظريهء مقبول رياضى مىبود . تحقيق و تاريخ رياضيات و نجوم بابلى با نام « نويگه باوئر »
( Neugebauer )
دانشمند شرقشناس نامدار آلمانى پيوند يافته است ، كه پژوهشها و بررسىهاى خود را طىّ مجلّدات كتاب « كتيبههاى رياضى » ( 1935 و 1937 ) منتشر كرد .
آنگاه پس از بيست سال كار مداوم 3 مجلّد ديگر با عنوان « متون ميخى نجومى » ( 1955 ) به انگليسى طبع و نشر نمود . هم از آثار ديگر او در اين زمينه كتاب « علوم دقيقه در عهد باستان » ( 1957 ) و كتاب « تاريخ نجوم رياضى باستان » ( 2 مجلّد ، برلين - هايدلبرگ ، نيويورك ، 1975 ) مىباشد . سپس شاگردان دانشورش دنبالهء كارهاى استاد را گرفتند ؛ و از جمله « ساخس »
( A . Sachs )
يك منبع تاريخنگارى بازمانده از عهود كلدانى ( - بابلى نو ) - هخامنشى و سلوكى را به عنوان « روزنامهها » طبع و نشر نموده « 1 » ، كه اهميت عظيمى براى تاريخ علم نجوم دارد ؛ چه رصدهاى روز به روز پديدههاى سيّارگان ، ممازجات ماه ، طلوع شعراى يمانى ، انقلابين ، اعتدالين و جز اينها همراه با ضبط وقايع روزانه بشرح آمده است « 2 » . نيز در باب « نگرهء ماه » ، محاسبات ظواهر قمرى و سيّارهاى با روشهاى رياضى مندرج در متون ميخى بابلى ، مىتوان « واندروردن » را نام برد كه علاوه بر مقالات ممتّع ، كتابى موجز و منجّز به عنوان « زايش ستارهشناسى » بدست داده است ( ليدن ، 1974 / بيدارى علمى ، ش 2 ) . موضوعات مزبور محور اساسى كتاب مذكور مىباشد ، كه همانا مربوط به مرحلهء دوم ياد شده ، يعنى به وجه غالب و عمده دانش رياضى و نجوم در عهد پارسى يا هخامنشى تحت مطالعهء علمى قرار گرفته است . بر كتابى ديگر از همين دانشمند به عنوان « هندسه و جبر در تمدّن باستان » اطلاع حاصل آمده ، اما خصوصا
هامش
( 1 ) .A classification of the Babylonian astronomical tablets of the Seleucid period , ( in ) Journal of cuneiform studies , New Haven , Il ( 1948 ) . pp . 271 - 290 .( 2 ) .The Cambridge History of iran , vol . 2 , p . 534 .