علّامه شعرانى و آيتاللّه آشتيانى و متألّه الهى قمشهاى ، هر سه قانون طب بو على را تدريس مىفرمودند و جناب آقا ميرزا احمد آشتيانى در آن تبحّرى به سزا داشت .
من از ششسالگى به مكتب رفتهام و تاكنون نديم من كتاب ، و معشوق من كتاب و درس و بحث و تدريس و تصنيف است .
خاطرهاى از حضرت استاد شعرانى به ياد دارم كه شنيدنى است و آن اين كه روزى به من فرمود : « مبادا به سرنوشت ابن اعلم مبتلا شوى » گويند ابن اعلم علوى رياضىدان ، منجم معروف ، معاصر عضد الدوله ديلمى از كثرت كار و كوشش در تحصيل و تصنيف علوم و فنون « خستگى و ملال دماغى » به دو روى آورد بهگونهاى كه وقتى او را ديدند با آنهمه عشق و علاقهاش به كتاب ، كتابهايش را يك جا جمع كرده مىخواهد آتش بزند ، لذا مرحوم استاد از روى مطايبه فرمود كارى نكنى كه به سرنوشت ابن اعلم دچار شوى .
مصاحبهگر روزنامهء رسالت ( 24 / 7 / 1373 ش ) از حضرت استاد علّامه حسنزاده پرسيده است : حضرتعالى را در حوزه و خارج از حوزه به عنوان يك استاد مسلّم رياضيات مىشناسند ، اطلاع داريد كه امروزه دانشآموزان ما در
هامش
با اينهمه نگارنده با برخى از دوستان پس از وفات مرجع عالىقدر آقا سيد محسن حكيم صاحب مستمسك شب جمعهاى كه حدودا يك هفته پس از وفات حضرت حكيم بود ، در مسجد جمعه تهران در نماز مغرب و عشاى معظمله شركت كرديم ، پس از نماز ايشان منبر رفت و انصافا فهرستوار به اندازه يك كتاب مطلب بيان فرمود آنگاه كسى سؤال كرد بعد از آقاى حكيم از كدام مجتهد تقليد كنيم ؟ آقاى رفيعى اين مرد بافضيلت و خالى از هرگونه هواپرستى فرمود : از آقاى خمينى ، سائل پرسيد فتواى شما چيست ؟ فرمود : « من بقاء بر تقليد را هم جايز مىدانم » . معظمله در اين گفتگوها هيچ سخنى از خودش بهميان نياورد كه خود نشان از اخلاص است . رحمة اللّه عليه .