نه در آغاز فصول ، بلكه در اواسط هر فصل مىدانستهاند .
در گاهشماريهاى گوناگون ، براى گردآورى كسر ساعتهاى روزهاى سال و تبديل آنها به يك يا چند روز ، عموما چند روش خاص وجود داشته است . اين كار براى ثابت كردن آغاز سال در يك موقعيت خاص فصلى ، انجام مىشده است .
چهارمين و مهمترين ركن هر گاهشمارى ، « مبدأ » آن است ؛ يعنى ، مشخص كردن فاصلهء زمانى وقايع با هر زمان قبل و بعد از آن براساس يك نقطهء زمانى ثابت . مبدأها را مىتوان به دو دستهء كلى تقسيم كرد : تكرارشونده و ثابت .
مبدأهاى تكرارشونده بويژه در ايران دورهء هخامنشى و ساسانى كاربرد داشتهاند . در اين روش ، عموما آغاز پادشاهى پادشاهان ، مبدأ قرار مىگرفته و با آغاز سلطنت هر پادشاه ، مبدأ تقويم نيز تجديد مىشده است . ايرانيان اين شيوهء مبدأشمارى را از بابليان آموخته بودند . در زمان بابليان ، از آغاز پادشاهى هر پادشاه در هر موقع سال تا آغاز ماه اوّل سال جديد ( در گاهشمارى بابلى : اول نيسانو ) ، سال جلوس بود و از اول نيسانو تا آغاز نيسانوى بعد ، سال اوّل پادشاهى بشمار مىآمد .
در مبدأهاى ثابت ، گاهشمارى از يك مبدأ ثابت ( عموما واقعهاى تاريخى يا شبه تاريخى و اسطورهاى يا رخدادى طبيعى ) آغاز مىشده است . استفاده از اين روش ، بين اقوام و سرزمينهاى اسلامى عموميت بسيار يافت . تقريبا در تمامى دوران تاريخ ايران پس از اسلام و نيز در تمامى اسناد و مدارك تاريخدارى كه در شبه جزيرهء عربستان يافت شده ، اينگونه مبدأشمارى رواج داشته است . تنها استثنا ، دورهء دهسالهء بين هجرت تا وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است كه ، هر سال آن براساس نامى كه بر آن نهاده شده بود ، شمرده مىشد .
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: على زمانى قمشه اى
ص٣٧٩