2 ) اركان گاهشماريها
3 ) گاهشمارى در كشورهاى عربى
4 ) گاهشمارى در ايران
5 ) گاهشمارى در ديگر كشورهاى حوزهء تمدن اسلامى
6 ) گاهشمارى دوازده حيوانى
7 ) گاهشمارى سلوكى
8 ) گاهشماريهاى يهودى و مسيحى
9 ) تاريخگذارى اسناد
10 ) گاهنامه / تقويم
11 ) تبديل تاريخ
12 ) گاهشمارى در ادب فارسى
13 ) گاهشمارى و فرهنگ
1 ) واژهشناسى .
تقويم ، از مادّهء قوم ، در لغت به معناى تصحيح كردن است و معانى اصطلاحى متعددى دارد ( - ابن منظور ، ذيل « قوم » ) . از جمله معانى تقويم در زبان فارسى اينهاست : « زمان وقوع پديده يا حادثهاى نسبت به يك مبدأ معيّن » ( معادل واژهء تأريخ در همين معنى ) و نيز « دفترى ( خطى يا چاپى ) حاوى اطلاعات زمانى - نجومى يك دورهء يكساله » . در اين مقاله ، براى مفهوم نخست از واژه گاهشمارى ، و براى مفهوم دوم از واژهء گاهنامه / تقويم استفاده شده است .
واژهء تقويم ، در معناى گاهشمارى آن ، به معناى تعيين موضع حقيقى خورشيد بر دايرةالبروج در مواقع گوناگون سال است ، كه ركن اصلى استخراج گاهنامه / تقويم بوده است . براين اساس ، يافتن محل خورشيد ، « تقويم الشمس » و اين جايگاه « مقوّم الشمس » ناميده مىشد . به نوشتهء ابو ريحان بيرونى گاهنامه /