به تفسير و تحشيهء كتب فقه و اصول و گاهى به تعمّق در مسائل رياضى و معقول تا آن عهد برآمد .
لقد طفت في تلك المعاهد كلّها * و سرّحت طرفي بين تلك المعالم « 1 »
ساليان دراز شببيدار و روز در تكرار ، هميشه ملازم دفاتر و كراريس و پيوسته مرافق اقلام و قراطيس بودم ، ناگهان سروش غيب در گوش اين نداد كه ، علم ، براى معرفت است و معرفت ، بذر عمل و طاعت و طاعت ، بىاخلاص نشود .
اين همه ميسّر نگردد مگر به توفيق خدا و توسل به اوّل يا ، مشغولى تا چند ؟
علم چندانكه بيشتر خوانى * چون عمل در تو نيست نادانى
شتاب بايد كرد و معاد را زادى فراهم ساخت . زود برخيز كه آفتاب برآمد و كاروان رفت ، تا بقيّتى باقى است و نيرو تمام از دست نشده توسّلى جوى و خدمتى كن . « 2 »
مرحوم علّامه شعرانى در علوم مختلفى چون فقه ، اصول ، حكمت و فلسفه ، تفسير و علوم قرآنى ، حديث و رجال ، رياضيات ، پزشكى ، نجوم و هيئت تبحّر داشته و به همين دليل و به حق « علّامه ذوالفنون » لقب گرفته است . علاوه بر اينها از ذوق ادبى و قوّهء شاعرى نيز بهرهاى وافر داشت .
حضرت آية اللّه حسنزادهء آملى در زمينهء شخصيت علمى ايشان مىفرمايد :
اين قهرمان علمى در جميع علوم مختلف منحصربهفرد بود ، هيچكدام از علماى معاصر را كه عديل ايشان در جامعيت علوم و احاطه به آنها نديدم . اديبى بارع و صاحب قلمى وزين و رصين و محكم و سنجيده در علوم ادبى فارسى و
هامش
( 1 ) . در تمام آن معاهد طواف كردم و در تمام آن معالم چشم بازكردم .
( 2 ) . مقدّمه نفس المهوم ( به نقل از : كيهان انديشه ، شمارهء 45 ، ص 84 ) .