كرد ، و بر همان اساس قديمى بطليموسى توجيه و تفسير نموده است « 1 » ولى چنانكه در جلد اوّل به نگارش آمد اين گره كور به دست نيوتن باز شد وى معمّاى تحيّر و سرگردانى سيارات را حلّ كرد .
تأويلات عليل
مرحوم مجلسى برخى از تأويلات را عليل دانسته مىگويد : سيّد داماد در برخى از تعليقات خود بر « من لا يحضره الفقيه » مىگويد عرش همان فلك الافلاك است كه داراى دو قطب و يك منطقه مىباشد ، و عرش همان فلك اقصى است چنانكه كرسى فلك ثوابت است كه توسط چند دايره به چهار بخش تقسيم مىشود و داراى چهارگوشه است ، آنگونه كه كعبه در بيت اللّه الحرام چهارگوشه دارد . . .
ليكن اين تأويلات با قوانين شرع و اصطلاحات منجمان همراه و همخوان نمىباشد . « 2 »
چنانكه صدوق در كتاب عقايد گفته است ، عرش عبارت است از « علم » و چهار نفر از پيشينيان و چهار نفر از پسينيان حاملان عرشاند ، امّا چهار نفر از پيشينيان عبارتند از : نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى عليهم السّلام امّا چهار نفر از پسينيان عبارتاند از محمد ، على ، حسن و حسين عليهم السّلام ، اين سخن با سند صحيح از پيشوايان دين به ما رسيده است . « 3 »
وى سپس تحت عنوان « تحقيق و توفيق » مىگويد عرش و كرسى داراى چند معنا مىباشند :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 81 .
( 2 ) . بحار ، ج 55 ، ص 5 و بعد .
( 3 ) . همان ص 39 .