مقاطع مخروطى در دوران باستان » ابداع كرده است . زويتن دريافت كه در كتاب مخروطات آپولونيوس ، خواص اصلى مقاطع مخروطى از راه عملياتى بر روى پارهخطها از يكسو ، و سطوح ازسوىديگر ، بيان شده است كه همان خواص جمعى و ضربى را دارند كه امروزه در كتابهاى جبر آموخته مىشود .
مفهوم جبر هندسى را با مثالهايى از كتاب اصول اقليدس بهتر مىتوان توضيح داد . مثلا قضيهء اوّل از مقالهء دوم اصول به اين صورت است :
هرگاه دو خط مستقيم داشته باشيم و يكى از آنها را به تعداد دلخواهى پارهخط تقسيم كنيم ، مستطيلى كه از دو خط مستقيم تشكيل شود ، برابر با مجموع مستطيلهايى است كه از پارهخط ديگر و هريك از قطعات تشكيل مىشود .
اگر قطعاتى پارهخط اصلى را به
b
و
a
و . . . و پارهخط ديگر را به
a
نمايش دهيم ، اين قضيه خاصيت بخشپذيرى جمع نسبت به ضرب را بيان مىكند :
a ( b G c G . . . - ab G ac G . . .
همچنين قضيهء چهارم از مقالهء دوم اصول مىگويد كه اگر پارهخطى را به دو بخش تقسيم كنيم ، مربعى كه بر روى كل پارهخط ساخته مىشود مساوى است با مجموع مربعهايى كه بر روى هريك از دو بخش ساخته مىشوند و دو مستطيلى كه از دو بخش بهدستمىآيد . هرگاه طول دو پارهخط را با نمادهاى
a
و
b
نمايش دهيم ، اين قضيه با اتحاد جبرى
( a G b ) 2 - a 2 G b 2 G 2 ab
معادل است .
مهمتر از اين دو ، از لحاظ تاريخ علم جبر ، قضيهء پنجم از مقالهء دوم كتاب اصول است : هرگاه پارهخط
AB
را در نقطهء
C
به دو قسمت مساوى
AC
و
CB
و در نقطهء
D
به دو قسمت نامساوى
AD
و ضلع ديگرى آن
DB
باشد به اضافهء مربعى كه هر ضلع آن
CD
باشد مساوى است با مربعى كه روى
CB
( نصف پارهخط اصلى ) ساخته شود .