تقسيم مىشد ؛ همراه با آنچه از عضاده و ثقبهء ارتفاع دربايست بود ؛ نيز براى همان منظور كه در افزارهاى پيش گفتيم . « 1 »
6 . حلقهء يمينى كه به حسب دقايق درجهبندى شده بود و با آن وسيله در « غزنه » به سالهاى 409 - 410 عرض بلد آنجا را معلوم كرد « 2 » هم گويا از مخترعات خود ابو ريحان است كه آن را به نام سلطان يمين الدوله محمود ساخته بود نظير حلقهء عضدى كه براى عضد الدّولهء ديلمى ساخته بودند . « 3 »
7 . رصدافزار بربخ براى رصد رؤيت هلال .
لولهاى بود كه طولش از پنج ذراع و دهنهاش از يك ذراع كمتر نمىشد ؛ و آن را بر عمودى متحرك يا پيچ و مهرهء نر و ماده [ - نرماذج ] و شاقول و ربع دايرهء مدرّج با رعايت اصول فنى در محلى مناسب براى رصد هلال نصب مىكردند .
لولهء بربخ و عمود و پيچ و مهره را چنان ساخته بودند كه بربخ از هر طرف حركت مىكرد و مىتوانستند آن را در دايرهء ارتفاع قرار بدهند . « 4 »
8 . تختهء مربع قائمالزاويهء مدرّج به اندازهء يك ذراع در يك ذراع كه دو ضلع آن برحسب درجات و دقايق تقسيم و درجهبندى شده بود ؛ با عضاده و هدفه و ثقبهء شعاع براى يافتن ارتفاع كوه و امثال آن . « 5 »
9 . تختهء حساب و قوس دايرهء مدرّج براى ارتفاع و ميل خورشيد و عرض بلد كه آن را در سال 409 ه ق ساخت ؛ آنگاه كه در روستاى جيفور نزديك كابل بسر مىبرد و دسترس به آلات رصدى نداشت ؛ به اين طريق كه بر پشت
هامش
( 1 ) . تحديد نهايات الاماكن .
( 2 ) . قانون مسعودى ، ج 2 ، ص 609 .
( 3 ) . رجوع شود به حواشى صفحات قبل .
( 4 ) . قانون مسعودى ، ج 2 ، ص 964 .
( 5 ) . تحديد نهايات الأماكن .