شرم و آهستگى نمونه بود . مردى بود قانع و درويش و هيچگاه گرد فزونطلبى نمىگشت .
با همان حقوقى كه از فرهنگ مىگرفت ، زندگانى مىكرد . خانهاى مستقل نداشت و همواره در منزل برادرش محمد على فروغى بود . به بعضى از محصلين مستعد هم كمكهايى مىكرد .
در اواخر عمر سخت فرسوده و ناتوان شده بود و از خانه بيرون نمىرفت و به زحمت و دشوارى دوستان خود را مىشناخت . سرانجام در عيد مبعث سال 1379 هجرى قمرى وفات يافت .
م : ( 1 ) - مجلهء يغما ، سال بيست و يكم ، شمارهء 10 ، مقالهء حبيب يغمايى .
( 2 ) - صدر هاشمى ، محمد . تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج / 1 .
( 3 ) - لويى رابينو . ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٩٥