استقلال اقتصادى قرار داده است .
چون اين جانب خود را موظف مىدانم ترازنامهء دورهء زمامدارى خود را در مدت نوزده ماه اخير به اطلاع ملت ايران برسانم ، تقاضا دارم هرچه زودتر تكليف دولت را تعيين فرمايند تا دولت بتواند گزارشات مفصل خود را راجع به مسايل مهم كشور و لوايح قانونى مذكور در مواد برنامه ، تقديم مجلس شوراى ملى نمايد .
همانطور كه هنگام معرفى دولت خود در تاريخ هشتم بهمنماه 1324 تذكر دادهام ، ملت ايران از حرف خسته شده و عمل مىخواهد و تأكيد مىكنند كه در اين مدت به اين اصل وفادار بوده و تقاضاى ملت ايران را در مسايل بسيار مهم برآوردهام و توأم با برقرارى وضع عادى و امنيت در كشور و رفع مشكلات پيچيدهء سياست خارجى و قضاياى داخلى و اهتمام كافى در حفظ حاكميت ايران ، برنامههاى علمى و عملى به منظور تأمين سعادت و ترقى آيندهء مملكت تهيه ديده و اميدوارم كه با پشتيبانى صميمانهء مجلس شوراى ملى نقشههاى مزبور به موقع اجرا و عمل درآيد .
شرح
( 56 ) - متن اعلاميهء قوام السلطنه در 27 تيرماه 1331 :
ملت ايران ! بدون اندك ترديد و درنگ دعوت شاهنشاه متبوع و مفخم خود را به مقام رياست دولت پذيرفته و با وجود كبر سن و نياز به استراحت ، اين بار سنگين را بر دوش گرفتم . در مقابل سختى و آشفتگى اوضاع ، در مذهب يك وطنخواه صميمى كفر بود كه به ملاحظات شخصى ، شانه از خدمتگزارى خالى كند و با بىقيدى به پريشانى و بدبختى مملكت نظاره نمايد . حسن مسئوليت و تكليف مرا بر آن داشت كه از فرصت مغتنم استفاده كرده و در مقام ترميم ويرانيها برآيم .
ايران دچار دردى عميق شده و با داروهاى مخدر درمانپذير نيست ؛ بايد ملت همكارى بىدريغ خويش را از من مضايقه ندارد تا بتوانم به اين بيمارى علاج قطعى دهم ؛ مخصوصا در يك سال اخير موضوع نفت ، كشور را به آتش كشيده و بىنظمى عديم النظيرى را كه موجب عدم رضايت عمومى شده ، به وجود آورده است . اين همان موضوعى است كه ابتدا من عنوان كردم و هنگامى كه لايحهء امتياز نفت شمال در مجلس مطرح بود ، موقع را غنيمت شمرده و استيفاى حق كامل ايران را از كمپانى جنوب در آن لايحه گنجانيدم . بعضىها در آنوقت تصور نمودند همين اشاره باعث سقوط حكومت من شد ، اگر هم فرضا چنين باشد من از اقدام خود نادم نيستم ، زيرا جانشين آيندهء من جناب آقاى مصدق السلطنه آن فكر را با سرسختى بىمانندى دنبال نمود و در مقابل هيچ فشارى از پاى ننشست ، اما بدبختانه در ضمن مذاكرات نوعى بىتدبيرى نشان داده شد كه هدف را فداى وسيله كردند و مطالبهء حق مشروع از يك كمپانى را مبدل به خصومت بين دو ملت ساختند و نتوانستند از زحمات خود كوچكترين نتيجه به دست آورند .