همان لباس سادهاش متخصصين و اهلفن و ميهمانهاى خود را از هر طبقهاى مىپذيرفت و در زير درختان مزرعهء خود با آنها به بحث و گفتگو مىنشست . مردى مهربان و خوشصحبت بود ؛ مردم را به كار و جدّيت و مطالعه دعوت مىكرد ؛ دشمن سرسخت تنبلى و بيهودگى بود .
با وجود كهولت ، از بامداد تا شامگاه تراكتور مىراند و به امور مزرعهاش مىرسيد .
بارها به جوانترها گفته بود : شرط فهميدن و صاحبنظر شدن تنها دانشگاه رفتن نيست ؛ اگر شوق و علاقه باشد ، انسان مىتواند در دل كوير يا در خانهاى كوهستانى نيز ناشناختهها را بشناسد .
امير توكل بزرگترين مايهء فخر خود را ايجاد مزرعهاى كه براى روستائيان گرسنه غذا تهيه مىكند ، مىدانست ؛ نه موفقيّتهاى علمى خود ؛ با اين حال براى ارباب علم و دانش و صاحبان فكر و انديشه ارزش فراوان قايل بود . سرانجام در سال 1353 خورشيدى در همان كوير لوت ديده از جهان فروبست .
م : روزنامهء اطلاعات ، شماره 14536 ، 27 / 7 / 1353 .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٥٥