رضا شاه يافت كه داراى همان وجهه و قدرت و تسلط باشد ولى به اين نتيجه رسيد كه تحولات بسيار اساسى و مورد نياز كشور با وجود رضا شاه امكانپذير نخواهد بود . »
در تأييد اين مطلب فروغى خواستار بركنارى رضا شاه شده بود ؛ سند ديگرى موجود است كه نقش فروغى را در اين جريان به خوبى روشن مىكند . در سال 1946 به دنبال مباحثاتى در پارلمان انگليس در مورد دخالت دولت محافظهكار انگلستان در قضيهء بركنارى رضا شاه در سال 1941 ، آنتونى ايدن به عنوان نمايندهء پارلمان و وزير خارجهء سابق انگلستان كه در امر بركنارى رضا شاه دخالت داشت ، مورد سؤال نمايندگان پارلمان انگليس قرار گرفت . ايدن براى پاسخگويى ناگزير شد تا اطلاعاتى در اين زمينه كسب نمايد . ايدن طى نامهاى به هنيكر
( Henniker )
مشاور و منشى مخصوص خود در وزارت امور خارجه كه در پاريس مىزيست از او خواست تا اطلاعاتى در مورد حوادث سال 1941 كه منجر به بركنارى رضا شاه از سلطنت شد ، در اختيار او بگذارد . ايدن در نامهء خود تأكيد كرده بود كه اين اطلاعات را براى تكذيب اين ادعا كه در سال 1941 دولت انگلستان رضا شاه را بر كنار كرده است مىخواهد . هنيكر در جواب نامهء ايدن ، فروغى را عامل مؤثر در بركنارى رضا شاه قلمداد كرد و ضمن ملامت و سرزنش فروغى نوشت : « اين فروغى بود كه به عنوان آخرين نخستوزير رضا شاه ، بركنارى و استعفاى او را از سلطنت باعث شد . »
بازهم در اين زمينه مىتوان به خاطرات سرريدر بولارد مراجعه كرد . او مىنويسد :
« كنارهگيرى و خروج رضا شاه ، بهجز عدهء معدودى ، بقيهء ايرانيان را به وجد آورد و بسيارى از آنان ، كه فروغى نيز از آن جمله بود ، تصور كردند كه به زودى عصر طلايى دموكراسى در ايران فرا خواهد رسيد . »
پس از كنارهگيرى رضا شاه از سلطنت ، انگليسىها قصد نداشتند وى را وادار به ترك ايران كنند و مايل بودند كه رضا شاه دور از تهران و در اصفهان اقامت داشته باشد ؛ ولى فروغى مخالفت كرد و از وزير مختار انگليس خواست تا رضا شاه را وادار به ترك ايران كنند . بنا بر گزارش بولارد ، فروغى بيم داشت كه اگر رضا شاه در ايران بماند نمىتواند از دخالت در امور مملكت خوددارى كند . فروغى وزير مختار انگليس را تهديد به استعفا كرد و چون در آن شرايط بحرانى كسى حاضر نبود زمام امور دولت را در دست گيرد كه هم مورد