علىرغم تلگراف فوق ، امير شوكت الملك علم ترجيح داد كه با كلنل محمد تقى خان مذاكره كرده و او را به صلاح و آرامش دعوت كند . علم براى احتراز از جنگ و خونريزى به وسيلهء تلگرافهاى حضورى 34 و دادن پند و اندرز مىخواست كلنل را با مذاكره قانع كند و براى اين منظور حتى نمايندهء خود محمد ولى خان اسدى ( مصباح السلطنه ) را به مشهد فرستاد تا قرار ملاقاتى با محمد تقى خان گذاشته شود . در اين هنگام كه مصادف با اوايل مهر ماه 1300 خورشيدى بود ، مرحوم آيتاللهزادهء خراسانى و حاجى حسين آقاى ملك در بيرجند بودند و كلنل براى سركشى به اردوهاى ژاندارم به گناباد رفته بود و مصمم شد كه امير شوكت الملك را در گناباد ملاقات كرده او را از مخالفت با خود بازدارد . با اين منظور تلگرافى به شوكت الملك مخابره ، و او را به گناباد دعوت كرد . امير شوكت الملك نيز از موقعيت استفاده كرد و تصميم گرفت به همراه آيتاللهزاده و حاج حسين آقا ملك به اول خاك قاينات در نقطهء معروف به گدار سليمان رفته با كلنل ملاقات كند ، تا شايد او را متقاعد سازد كه از راه سيستان به هندوستان برود . بنابراين دعوت كلنل را پذيرفت و تاريخ حركت خود را از طريق تلگراف به كلنل خبر داد . در همين هنگام شورش اكراد قوچانى كه به دستور سردار معزز حاكم بجنورد تهيه ديده شده بود ، شروع شد و خبر آن در گناباد به كلنل رسيد و قبل از دريافت تلگراف شوكت الملك ، گناباد را ترك گفت و به طرف مشهد حركت كرد . در تاريخ هفتم مهر ماه 1300 ضمن تلگرافى كه به امير شوكت الملك از گناباد مخابره كرد ، از عدم ملاقات عذر خواست . البتّه قيام كلنل محمد تقى خان به جايى نرسيد و طى اين قيام به شهادت رسيد ، ولى مىتوان گفت كه دست امير شوكت الملك علم به خون كلنل پسيان آغشته نشد و با اتّخاذ سياست ميانهروى دفع الوقت كرد و دستور قوام السلطنه را اجرا نكرد .
شوكت الملك علم در قلمرو حكومتى خود ، مؤسساتى نيز بنا كرد . در سال 1326 قمرى اقدام به تأسيس نخستين مدرسهء جديد به نام مدرسهء شوكتيه در محل حسينيهء شوكتيهء بيرجند كرد . چندين مدرسهء جديد ديگر نيز در قاينات تأسيس كرد . امير چون مردى مذهبى و متعصب بود ، بعضى اوقات دستوراتى را كه از مركز مىرسيد حسن استقبال نمىكرد و بعضى را مطابق سليقهء خود نمىيافت . بهطور مثال بنا بر دستور امير در ماه رمضان كليهء
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٥٨