مباركشان هرچه رسيد و هركس طرف سوءظن شد تعقيب نمايند . ما هم با كمال جديت همهگونه همراهى و مساعدت خواهيم كرد تا زودتر منشأ قضيّه معلوم شود و كشف گردد كه قضيه از چه ناحيه واقع شده است . »
سپس در تعقيب قضيهء ترور مدرس مجددا در جلسه سهشنبه 10 آبان 1305 طىّ نطقى در مجلس گفت :
« . . . آقايان نمايندگان هركدام نسبت به امور جاريه اعتراضاتى دارند ، در صورتى كه بنده مىخواهم در تعقيب عرايض روز گذشتهء خودم عرض كنم كه اول بايد نسبت به اين قضيه اقدام كرد بعد در ساير قضايا ديد چه مىشود . چند روز قبل فاجعهء مهمى واقع شد ، اين واقعه را بنده نمىتوانم يك واقعهء عادى تلقى كنم . مدرس يك شخص عادى نبود و كسى بود كه براى استقلال مملكت هميشه سينهء خود را سپر بلا قرار داده بود . يك چنين واقعه واقع شده و با اعتماد و اطمينانى كه به دولت اظهار شده تا حالا ما اطلاع نداريم كه قضيه به كجا منجر شده است . وقتى مجلس يك چيزى را بخواهد و همه قسم اظهار مساعدت و همراهى با دولت بكند ، دولت نبايد مسامحه كند . بنده عقيده دارم كه باز دولت را بخواهند و از دولت بپرسند كه در اين دوسهروزه چه كرده است و تا اين قضيه كشف نشده است بنده تصور مىكنم كه آقايان نتوانند با يك اطمينان خاطرى به ساير كارها رسيدگى نمايند . »
اما حاج سيد اسماعيل عراقى در جبههء مخالفين رضا شاه باقى نماند و بعدها به شاه جديد پيوست به طورى كه ملكالشعراء بهار نوشت : « حاج اسماعيل عراقى بعدا از بزرگترين دشمنان ما شد »
در جلسهء 14 دورهء هفتم مجلس شوراى ملى به تاريخ 4 دىماه 1307 خورشيدى شرحى راجع به محسّنات متحد الشكل شدن لباس اظهار داشت و طرح قانونى زير را با قيد دو فوريت تقديم مجلس كرد و پس از دو جلسه مذاكره بدينترتيب تصويب شد :
« مادهء اول : كليهء اتباع ايران كه برحسب مشاغل دولتى داراى لباس مخصوصى نيستند ، در داخلهء مملكت مكلّف هستند با لباس متحد الشكل ، كلاه پهلوى و نيمتنهء بافتهشدهء در ايران ملبّس شوند .
مادهء دوم : طبقات هشتگانه ذيل از مقررات اين قانون مستثنى هستند :
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣١٨