ميل مردم و فداكارى طرفدارانش از حوزهء لاهيجان انتخاب و به مجلس شوراى ملى رفت .
در اين دوره مخالفت خود را شديدتر كرد و با همفكرى و كمك فرخى يزدى اقليت خطرناك مجلس را دونفره تشكيل دادند و تا آخرين روز نمايندگى ، وظيفهء واقعى يك نمايندهء ملى را به تمام معنى انجام داد . او در جلسهء 27 بهمن 1308 پشت تريبون مجلس رفت و گفت : « اينجا مأمن آزادى و جاى اظهار حقايق است . اگر من اينجا حرف نزنم پس كجا حرف بزنم ؟ ما بايد از پشت همين تريبون بگوييم فلان وزير حق ندارد مردم را در محبس خصوصى خودش حبس كند . . . » اما اكثريت ، اجازهء ادامهء صحبت را به او و فرخى يزدى ندادند و آنان به ناچار براى اعتراض جلسهء مجلس را ترك كردند .
در دورهء هشتم مجلس نيز از طرف مردم نامزد نمايندگى بود ؛ ولى تهديدها و مخالفتهاى دولت او را مجبور كرد تا انصراف از نمايندگى را اعلام و از موكّلين خود به بهانهء بيمارى معذرت بخواهد .
چون زندگى طلوع زير نظر مأمورين مخفى شهربانى بود ، به اصرار على اكبر داور و دوستانش پروانهء وكالت دادگسترى گرفت و از اين راه توانست هم با مردم آميزش كند و هم خدمتى بىدردسر به خلق كند . در روز 16 دىماه 1319 بدون سابقهء بيمارى ، با تغيير حالت ناگهانى درگذشت و چنين شايع شد كه به دست عمّال رضا شاه به قتل رسيده است .
م : 1 - صدر هاشمى ، محمد . تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج / 3 .
: 2 - مكى ، حسين . تاريخ بيست سالهء ايران ، ج / 5 .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٧٨