تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
سوار الاغها شده به جانب ميدان گنج‌على خان مراجعه مىكرديم . هرچه بخواهم درجهء سرور و خوشحالى خود را از اين كار شرح دهم كم نوشته‌ام و مضحك‌تر از همه اينكه يك نفر از ما شمر و يك نفر ديگر ابن زياد و يك نفر امام حسين مىشديم و با سروصدا و هياهو در كوچه‌هاى تنگ و باريك مدتى به كار تعزيه مشغول مىگشتيم و صاحبان الاغهاى باركش و بته‌فروش را در انتظار مىگذارديم . » صنعتىزاده هيچ‌گاه وارد خدمات دولتى و سياسى نشد و تنها از راه كارها و فعاليتهاى آزاد امرار معاش كرد و در جمع مال و اندوختن اموالى فراوان و بسيار زائد بر احتياجاتش تا آخرين لحظه هم باز نايستاد و غفلت نكرد . سبك نويسندگى او ، به خصوص در داستانهاى اجتماعيش بيشتر تحت تأثير نوشته‌هاى جمال‌زاده است . او نه تنها نويسنده و رمان‌نويس و داستان‌سرا و نمايشنامه‌نويس بود ، بلكه به دنبال رنجهاى دراز قرون و اعصار كه ولايتش كرمان و همشهريهايش و خود و خانواده‌اش ، پدرش ، مادرش ، اجدادش ، همسايگانش و بستگانش داشته‌اند ، خواسته است با قلمش و با آثارش حامى ضعفا و مظلومان و يار بىكسان و يتيمان و درماندگان باشد . و نه تنها با قلم ، بلكه با هر وسيله‌اى كه مىشناخته در دو جهت كوشش كرده است : يكى مبارزه با ارباب ظلم و جور ؛ و عشق به حكومت قانون و برقرارى عدالت اجتماعى كه تحت تأثير افكار سيد جمال الدّين اسدآبادى و ميرزا آقا خان كرمانى قرار گرفته بود و در راه تأسيس و تنظيم و ادارهء يتيم‌خانهء كرمان و خدمت به اطفال محروم ولايت خود رنجها برد . دوم : نوشتن و اجراى نمايشنامه . همچون پدرش به فكر ابداع و اختراع ماشين‌آلات كشاورزى و ماشين‌آلات بافندگى و زرگرى و خطاطى و نساجى و آهنگرى افتاد . كتابفروشى باز كرد و هرگز از جمع مال و خرج مقاديرى از آن در راه تأسيس و ادارهء يتيم‌خانهء كرمان و چاپ كتب و آثار خودش باز نايستاد . صنعتىزاده مسافرتهاى زيادى انجام داد ولى از ديده‌ها و شنيده‌هاى خود چيزى ننوشته است .