كشيده تيغ دو ابرو ز بهر كشتن من * ندا كند كه بدانيد عيد قربان است
به گوشهء لب او جا گرفته هندويى * شكرفروش در آن مملكت فراوان است
خداى را صنما ظلم و جور تا كى و چند * براين ستمزده كاو مبتلا به هجران است
نماى رحم به بلبل كه در فراق تو گل * ز شام تا به سحر از غمت در افغان است
در استبداد صغير به دستور محمد عليشاه به استرآباد ( گرگان فعلى ) تبعيد شد و در آن شهر دوستانى يافت .
سرانجام در آخرين سفر خود به گرگان ، در آنجا بيمار شد ؛ معالجات سودى نبخشيد و در عصر روز چهارشنبه 10 مرداد 1318 خورشيدى وفات يافت و در امامزاده عبد الله به خاك سپرده شد .
سيد على نقى امين در تاريخ فوت وى چنين سروده است :
سيد حسن به نام و امين شهرتش به دهر * چون او نزاد مادر ايام يك اديب
تاريخ فوت او ز خرد خواستم بگفت * آور تو پاى جان و بگو « انه غريب » 1318
م : مجلهء وحيد ، سال سوم - دورهء سيزدهم .