تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
استاد همايى مادهء تاريخ فوت وى را به تاريخ خورشيدى چنين سروده :
مسيحا دم طبيب عافيت‌بخش * روان عرشى اى در جسم محبوس طبيبى عارفى غمخوار يارى * به گاه محنت و ايام منحوس ز دنيا رفت و جمع دوستانش * شدند از فرقتش با غصه مأنوس بسيط اين جهان را دست افشاند * بساط قرب حق را كرد پابوس به شمسى سال فوت او سنا گفت * ز نور اللّه حاذق آه و افسوس
« 1351 » و حسام الدّين دولت‌آبادى مادهء تاريخ فوت وى را به تاريخ قمرى ( 1393 ) چنين سروده :
آدمى را وضع يكسان است در نزع روان * گر گداى ره‌نشين رفتى و گر شاه آمدى اى خوشا جانى كه با جانانه پيوندد ز صدق * مرگ اين‌سان عارفان را عيش دلخواه آمدى هركه انسان زيست آسان رفت و جاويدان بماند * زان كه سعى و طاعتش مقبول درگاه آمدى چونكه دكتر حاذق از اين خاكدان بربست رخت * پيش چشم روشنش دنيا كم از كاه آمدى سال فوت آن طبيب عارف از طبع حسام * مرگ نور اللّه حاذق با سر آه آمدى
[ 1 ]
هامش
[ 1 ] م : مجلهء وحيد ، شمارهء 1 .