اطلاع حاصل نموديد ؟
ج : من براى بازرسى رفته بودم و شايد آن شب هم در كاشمر بودم و درست به نظرم نيست ، تصور مىكنم كه صبح از جريان قتل مدرس اطلاع حاصل كردم .
س : از كى شنيديد ؟
ج : از مردم .
س : شما بازرس شهربانى بودهايد ، چطور از مردم اين مطلب را شنيديد ؟
ج : درست نظرم نيست شايد از پاسبان .
س : مستوفيان گفته است كه جهانسوزى در شب فوت مرحوم مدرس دستور داده است كه طبيب نياوريد ؟
ج : دروغ گفته .
س : شما به چه مناسبت وقتى كه به كاشمر وارد شديد ، اقتدارى را خارج نموديد ؟
ج : من چنين كارى نكردهام .
س : مستوفيان گفته است كه شما در هنگام ورود دستور سختى راجع به مراقبت از مرحوم مدرس دادهايد ؟
ج : دروغ گفته .
س : شما در زندان به سرهنگ نوايى گفتهايد كه در موضوع قتل مرحوم مدرس و ديبا شركت داشتهايد ؟
ج : تكذيب مىكنم .
س : اظهارات ملايرى را چه مىگوييد ؟
ج : او هم دروغ گفته .
س : شما كه همه چيز را تكذيب مىكنيد .
ج : آرى ، همه دروغ گفتهاند .
س : شما در مأموريتى كه رفتيد حكم داشتيد يا خير و ضمنا بگوييد كه آيا گزارش دادهايد و اگر داده به كجا دادهايد ؟
ج : البتّه حكم داشته و گزارش دادهام و معلوم است كه اين گزارش را به شهربانى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٧