تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
شهرداريها و اوقاف را برعهده داشت و چون تسليم اوامر و دستورات خلاف مجريان امور نشد لذا از اين كار كناره گرفته و در سمت رياست شعبهء ديوان كشور به كار ادامه داد . احمدى طبع شعر داشت و اشعارى از وى در مجلات « مهر » ، « ارمغان » و « آرمان » به چاپ رسيده است . نمونه‌اى از اشعار وى اين‌چنين است :
گذر كرد از زير تاكى بلند * يكى روبه اندر ديار حلب نگه كرد هر سو در آغوش رز * فروخفته دوشيزگان عنب ! يكى خُوشه انگور رخشنده ديد * فروزان چو پروين به هنگام شب ! يكى عقد بر گردن تاك ديد * درخشنده چون بر فلك ذو ذنب ! روانش بفرسود از رنج راه * برون غرق آب و درون ملتهب به حيلت همىخواست آرد بدست * يكى خوشه زان ميوهء منتخب و ليكن از آن جايگاه بلند * چو كوتاه مىديد دست طلب بپيچيد بر خويش و شد خشمگين * به دندان لب خود گزيد از غضب ! ز نوميدى او را زبان شد دراز * به دشنام بگشود آنگاه لب ! كه آه زين ترش غورهء جانگزاى * به طب ديده‌ام زوست صفرا و تب ! بسوزد از آن جسم و كاهد روان * فزايد وز آن رنج و زايد تعب ! حرام است آبش به فتواى شرع * شنيدم چنين از فقيهى عرب چنان خوانده‌ام در « حبيب السير » * چنين ديده‌ام در « مروج الذهب » كسى را كه مطلوب نايد بدست * از آن عيب‌جويى كند زين سبب فرومايه مردى بخواند از حسد * اديبى گرانمايه را بىادب ادب چون در او مرد دانا نديد * نيامد ز گفتارش او را كرب چنين است آئين نابخردان * ز بدگوهران بد نباشد عجب مجوى از فرومايگان مردمى * كه از شاخ حنظل نچينى رطب
احمدى در دوران جوانى به ترجمه آثار نويسندگان بزرگ نيز مىپرداخت و در اين زمينه كتاب « شاتودوشيون » تأليف « لرد بايرون » و بخشى از اشعار و بخشهايى از نوشته‌هاى « لامارتين » ، « راستين » و « كرنى » را از فرانسه به فارسى ترجمه نمود . او در سال 1350 خورشيدى بازنشسته شد و در روز 22 اسفند 1361 خورشيدى درگذشت . م : 1 - مجله آينده ، سال دهم ، شماره 3 - 2 . صاحب امتياز ايرج افشار .