رجب دوران كودكى خود را در بلخان گذراند و تحصيلات خود را از مكتبخانه آن دهكده آغاز كرد . پس از چندى چون ديد كه ديگر مكتبخانه برايش كافى نيست راهى بخارا شد ، زيرا مدارس آنجا در آن زمان در تمام تركستان شهرت داشت . پس از چند سال تحصيل به درجه آخوندى نايل گرديد و اجازهنامهء تدريس را از استاد خود گرفت .
بعد از تحصيلات در بخارا به « بلخان » زادگاه خود مراجعت كرد و در آنجا مكتبخانهاى داير نمود و به تدريس علوم دينى پرداخت . ولى به علت كم بودن تعداد طلبهها پس از چندى راهى شهرك « حسينقلى » شد .
تا آن تاريخ آبادى حسينقلى رسما به دست روسها نيفتاده بود و روسها تا « چكشلر » پيش آمده بودند ولى بر آنجا ادعاى مالكيت داشتند . رجب آخوند كه شهرتى در ميان اهالى حسينقلى كسب كرده و مورد احترام بود ، مردم را عليه روسيه تحريك كرده و « حسينقلى » را متعلق به ايران دانست . بدنبال اين رفتار آخوند ، روسها توسط كنسول خود در گرگان ( استرآباد ) كه نفوذ فراوانى در منطقه داشت ، چندين بار آخوند را دستگير و زندانى ساختند . بالاخره آخوند به همراه عدهاى از طلبههاى خود به طرف مركز ايران آمده و در محلى بنام « تازهآباد » مستقر مىشود . اين محل حدّ فاصل بين « حسينقلى » و « كومشتپه » بوده است .
رجب آخوند در سال 1322 قمرى به « كومشتپه » رفته و در مدرسهاى كه فرد خيرى بنام « حاج مظفر » براى درس و استراحت طلاب ساخته بود ، به تدريس مىپردازد .
در كومشتپه چون روسها در آن زمان ساليانه شش منات بهطور سرانه از مردم باج مىگرفتند ، رجب آخوند مردم را از باج دادن منع نموده و در نتيجه مجددا به دستور كنسول روس در گرگان دستگير و در جزيره « آشوراده » محبوس گرديد . ولى پس از مدتى روسها وى را از اين حبس آزاد كردند .
در 15 رمضان 1327 قمرى كه مشروطهخواهان پس از فتح تهران ، « محمد على شاه قاجار » را از ايران اخراج كردند ، وى پس از مدّتى از طريق درياى خزر به « خواجه نفس » واقع در دهانه رودخانه گرگان كه با كومشتپه فاصله چندانى ندارد مىرود و با كمك روسها آنجا را پايگاه موقتى خود قرار مىدهد و از تراكمه مىخواهد كه به كمك او برخيزند . اغلب ريشسفيدان و رؤساى طوايف تركمن در صدد كمك به پادشاه مخلوع برمىآيند ولى آخوند كه مخالف استبداد و طرفدار مشروطيت بود و در ميان تراكمه محبوبيت و احترام خاصّى داشت ايشان را از اين كار منع مىكند .
در سال 1304 خورشيدى حاج رجب آخوند از طرف تراكمه به نمايندگى مجلس
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٣