تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب نماز ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

صرف كند تا توحيد و تقديس را در تمام نشئات قدم راسخ باشد . و اگر جذبهء روحى را در ملك طبيعت نتيجه اى جز تعبّد و تواضع براى حق حاصل شود ، از انانيّت نفس بقايائى مانده و سير سالك در جوف بيت نفس است نه سير إلى اللَّه . و غايت سير اهل اللَّه آن است كه طبيعت و ملك بدن را منصبغ به صبغة اللَّه كنند . و يكى از مراتب و بواطن حديث شريف كه فرمايد از لسان حق تعالى شأنه : انا اللَّه ، و انا الرّحمن . خلقت الرّحم و شققت لها اسما من اسمى ، فمن وصلها وصلته ، و من قطعها قطعته . ( 1 ) شايد همين قطع طبيعت ، كه امّ الأرواح است ، از مواطن اصلى باشد ، و وصلش ارتياض آن و ارجاع آن به موطن عبوديّت باشد . و في الحديث عن أبي عبد اللَّه ( ع ) قال : استوصوا بعمّتكم النخلة خيرا ، فانّها خلقت من طينة آدم . ( 2 ) و اين حديث شريف اشاره به همان « رحميّت » است كه مذكور شد . بالجمله ، اخراج مملكت ظاهر را از موطن عبوديّت و سر خود نمودن آن را ، از غايت جهل از مقامات اهل معرفت است ، و از تسويلات شيطان رجيم است كه هر طايفه را به طريقى از حق تعالى باز دارد ، چنانچه انكار مقامات و سدّ طريق معارف كه قرّة العين اولياء خدا عليهم السلام ، و تحديد نمودن شرايع الهيّه را به ظاهر ، كه حظَّ دنيا و ملك نفس و مقام حيوانيّت آن است ، و غفلت از اسرار و آداب باطنيّه عبادات كه موجب تطهير سرّ و تعمير قلب و ترقّى باطن است ، از غايت جهالت و غفلت است . و هر يك از اين دو طايفه از طريق سعادت و صراط مستقيم انسانيّت دور و از مقامات اهل معارف مهجورند . و عارف باللَّه و عالم به مقامات بايد همهء حقوق باطنيّه و ظاهريّه را

هامش
( 1 ) - « منم اللَّه ، و منم رحمن ، رحم ( خويشاوندى ) را آفريدم و براى او نامى از نام خودم جدا ساختم ، پس هر كس صلهء رحم كند به او مىپيوندم ، و هر كه قطع رحم كند پيوند خود را از او خواهم بريد » . . بحار الانوار ، ج 71 ، ص 95 . به نقل از معانى الاخبار ، ص 302 . .
( 2 ) - « دربارهء عمه تان ، درخت خرما ، به نيكى عمل كنيد كه آن از طينت آدم آفريده شده است » . . بحار الانوار ، ج 66 ، ص 129 . به نقل از محاسن ، ص 528 . .