ركن چهارم « تكبير » است .
و آن نيز تكبير از توصيف است ، گويى كه عبد در اول ورود در « تحميد » و « تهليل » ، تنزيه از توصيف نموده ، و پس از فراغ از آن نيز تنزيه و تكبير از توصيف نمايد ، كه تحميد و تهليلش محفوف به اعتراف به تقصير و تذلَّل باشد . و شايد كه تكبير در اين مقام تكبير از « تحميد » و « تهليل » باشد ، زيرا كه در آن شائبهء كثرت است ، چنانچه مذكور شد . و شايد در « تسبيح » تنزيه از تكبير ، و در تكبير تكبير از تنزيه نيز باشد ، كه دعاوى عبد بكلَّى ساقط شود و به توحيد فعلى متمكَّن گردد و مقام قيام به حقّ ملكه گردد در قلب ، و از تلوين بيرون آيد و حالت تمكين حاصل شود . و عبد سالك بايد در اين اذكار شريفه كه روح معارف است حال تبتّل و تضرّع و انقطاع و تذلَّل را در قلب تحصيل كند ، و به كثرت مداومت باطن قلب را صورت ذكر دهد و حقيقت ذكر را در باطن قلب متمكَّن سازد ، تا قلب متلبّس به لباس ذكر شود و لباس خويش ، كه لباس بعد است ، از تن بيرون آورد ، پس ، قلب الهى حقّانى شود و حقيقت و روح انَّ الله اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ انْفُسَهُم 9 : 111 ( 1 ) در آن متحقّق گردد .