زمين از ملائكه تنگ شود ليلة القدرش گويند . اين وجه گرچه بعيد است ، هر چند اعجوبهء زمان ، خليل بن احمد [ 1 ] رضوان اللَّه عليه ، فرموده ، آنچه مورد بحث توان بود آن است كه ملائكة اللَّه از سنخ عالم طبيعت و مادّيّت نيستند ، پس ، معناى تنگى زمين چيست ؟ بدان كه نظير اين مطلب در روايات شريفه وارد شده ، مثل ، قضيّهء تشييع سعد بن معاذ ( 1 ) رضى اللَّه عنه ، و مثل فرش نمودن ملائكه بالهاى خود را براى طالب علم . ( 2 ) و اين يا از باب تمثّل ملائكه است به صور مثاليّه و تنزّل آنها است از عالم غيب به عالم مثال و تضييق ملكوت ارض است ، يا تمثّل ملكى آنها است در ملك ارض ، گرچه باز اين تمثّل را چشمهاى طبيعى حيوانى نبيند . بالجمله ، تضييق به اعتبار تمثّلات « مثاليّه » يا « ملكيّه » است .
امر دوم در حقيقت « ليلة القدر »
بدان كه از براى هر رقيقه حقيقتى ، و براى هر صورتى ملكى باطنى ملكوتى و غيبى است . و اهل معرفت گويند كه مراتب نزول حقيقت وجود به اعتبار احتجاب شمس حقيقت در افق تعيّنات ، « ليالى » است ، و مراتب صعود به اعتبار خروج شمس حقيقت از آفاق تعيّنات ، « ايام » است . و شرافت و نحوست « ايّام » و « ليالى » به حسب اين بيان واضح شود .
و به اعتبارى ، قوس نزول ليلة القدر محمّدى است ، و قوس صعود يوم القيمهء احمدى است ، زيرا كه اين دو قوس مدّ نور « فيض منبسط » است ، كه
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 3 ، ص 236 ، « كتاب الجنائز » ، « باب المسألة في القبر » ، حديث 6 . .
( 2 ) - در معالم الأصول ، ص 7 ، اين مضمون از چند طريق به امام صادق عليه السلام اسناد داده است . .
[ 1 ] - خليل بن احمد بن عمر بن تميم ، ابو عبد الرّحمن الباهلى البصرى النّحوى العروضى ، متولد به سال 100 يا 105 هجرى قمرى در بصره ، و متوفى در سال 160 يا 170 يا 175 ، اديب و لغوى معروف و مبتكر علم عروض . امامى مذهب و بنا به قول بعضى از اصحاب امام صادق عليه السلام بوده و از آن حضرت روايت كرده است . وى را تأليفات متعدد در فنون مختلف است ، از جمله زبدة العروض ، العين ، كتابى دربارهء امامت ، الايقاع ، النّعم ، الجمل ، الشواهد ، النقط و الشكل ، و كتابى دربارهء معانى اسماء و حروف . براى تفصيل بيشتر به كتب تراجم و رجال از جمله اعيان الشيعة ، ج 30 ، ص 50 ، مراجعه شود .