تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب نماز ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و چون نماز ، به حسب اين حديث شريف ، تقسيم شده است بين حق و عبد ، بايد عبد تا آنجا كه حق مولى است قيام به حق او كند ، و به ادب عبوديت ، كه در اين حديث شريف فرموده است ، قيام كند تا حق تعالى شأنه به لطايف ربوبيّت با او عمل فرمايد ، چنانچه فرمايد : و اوْفُوا بِعَهْدى اوفِ بِعَهْدِكُم 2 : 40 . ( 1 )

و خداى تعالى آداب عبوديّت را در قرائت به چهار ركن قائم فرموده :

ركن اول « تذكر » است

كه بايد در بسم اللَّه الرحمن الرحيم حاصل شود ، و عبد سالك تمام دار تحقّق را به نظر اسمى كه فناى در مسمّى است نظر كند . و قلب را عادت دهد كه در همهء ذرّات ممكنات حق جو و حق خواه شود ، و فطرت تعلَّم اسمائى را ، كه در خميرهء ذات او ثبت است به مقتضاى جامعيّت نشئه و ظهور از حضرت اسم اللَّه الاعظم - كه اشاره به آن است در قول خداى تعالى : وَ عَلَّمَ آدَمَ الاسْماءَ كُلَّها 2 : 31 ( 2 ) - به مرتبهء فعليّت و ظهور آورد . و اين مقام ، از خلوت با حق و شدّت تذكَّر و تفكَّر در شئون الهيّه حاصل شود ، تا جايى رسد كه قلب عبد حقّانى شود و در تمام زواياى او اسمى جز از حق نباشد . و اين يك مرتبه از فناى در الهيّت است كه قلوب منكوسهء قاسيهء جاحدين آن را به اين بيان كه ما كرديم نتواند انكار كرد ، مگر آن كه جحود آن ، جحود ابليسى باشد ، كه آن طور قلوب - و العياذ باللَّه - از اسم و ذكر حق تنفّر طبعى دارند ، و اگر حرفى از معارف الهيّه يا ذكرى از اسماء اللَّه پيش آيد ، منقبض شوند ، و جز از شهوات بطن و فرج به چيزى ديگر چشم دل باز نكنند . و در اين طائفه كسانى هستند كه براى انبياء و اولياء عليهم السلام نيز جز مقامات جسمانى و بهشت جسمانى ، كه قضاى وتر حيوانى در آن شود ، قائل نيستند ، و بزرگى مقامات اخرويّه را چون بزرگى دنيائى به سعهء باغات و انهار جاريه و زيادى حور و غلمان و قصور دانند . و اگر از عشق و محبّت و جذبهء الهيّه كلامى

هامش
( 1 ) - « وفا كنيد به عهد من تا به عهد شما وفا كنم . » ( بقره - 40 ) .
( 2 ) - پاورقى 332 . .