تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب نماز ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

اصطلاحى را محبوس كند در حجاب غليظ اصطلاحات و مفاهيم و امثال آن . شخص مستفيد بايد تمام اين حجب را خرق كند و از ماوراء اين حجب به قرآن نظر كند و در هيچ يك اين حجابها توقّف نكند كه از قافلهء سالكان إلى اللَّه باز ماند و از دعوتهاى شيرين الهى محروم مىشود . از خود قرآن شريف دستور عدم وقوف و قانع نشدن به يك حدّ معيّن استفاده شود . در قصص قرآنيّه اشارت به اين معنى بسيار است . حضرت موسى كليم با مقام بزرگ نبوّت قناعت به آن مقام نكرد و به مقام شامخ علم خود وقوف نفرمود ، به مجرّد آن كه شخص كاملى را مثل خضر ملاقات كرد با آن تواضع و خضوع گفت : هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى انْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْدا 18 : 66 . ( 1 ) و ملازم خدمت او شد تا علومى كه بايد استفاده كند فرا گرفت . حضرت إبراهيم عليه السلام به مقام بزرگ ايمان و علم خاصّ به انبياء عليهم السلام قناعت نكرد ، عرض كرد : رَبِّ ارِنى كَيْفَ تُحيى الْمَوْتى 2 : 260 . ( 2 ) از ايمان قلبى خواست ترقّى كند به مقام اطمينان شهودى . بالاتر آن كه خداى تبارك و تعالى به جناب ختمى مرتبت - اعرف خلق اللَّه على الاطلاق - دستور مىدهد به كريمهء شريفهء وَقُلْ رَبِّ زِدْنى عِلمْا 20 : 114 . ( 3 ) اين دستورات كتاب الهى ، اين نقل قصه هاى انبياء ، براى آن است كه ما از آنها تنبّه حاصل كنيم و از خواب غفلت بر انگيخته شويم . يكى ديگر از حجب ، حجاب آراء فاسده و مسالك و مذاهب باطله است ، كه اين گاهى از سوء استعداد خود شخص است و اغلب از تبعيّت و تقليد پيدا شود . و اين از حجبى است كه مخصوصا از معارف قرآن ما را محجوب نموده . مثلا ، اگر اعتقاد فاسدى به مجرّد استماع از پدر و مادر يا بعض از جهله از اهل منبر در دل ما راسخ شده باشد ، اين عقيده حاجب شود ما بين ما و آيات شريفهء الهيّه ، و اگر هزاران آيه و روايت وارد شود كه مخالف

هامش
( 1 ) - « آيا پيروى ( همراهى ) تو نمايم تا آنچه را آموخته اى از بصيرت و رشاد به من بياموزى ؟ » ( كهف - 66 ) .
( 2 ) - پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده مىكنى . « ( بقره - 260 ) .
( 3 ) - « و بگو : پروردگارا بر دانش من بيفزا . » ( طه - 114 ) .
آداب نماز ( فارسي ) — صفحة 196 | السيد الخميني