پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 586

پدیدآورندگان:

ص۵۸۶
بگو باران ببارد يا نبارد * من ناكشته بذر از او چه خواهم ؟

هوا ابر . . .

هوا ابر است و ره در اين هوا گم * ز وحشت كرده آهو دست و پا گم زمين را مه گرفته ، ترسم آخر * شوم من هم در اين بيراهه‌ها گم

مرگ . . .

مرگ ! * اى همگام ! اى نزديك‌تر از هركس و هر چيز ! * من نمىپرسم بعد از اين وحشت * مأمنى آيا غير آغوش تو ما را هست * امّا اى وجود زندگانى * بىتو يعنى هيچ با تو يعنى پوچ ! * بعد اين پوچى - هيچ آيا هست ؟