پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 353

پدیدآورندگان:

ص۳۵۳
ز خون دشت و هامون كنم رود جيحون * كه گوئى ز كفّار كيفر گرفته چنين گفت با گريه ، شاه شهيدان * كه اى بر تو خو باب و مادر گرفته توئى قرة العين آرام جانم * كه اندر جهان دل ز جا برگرفته پدر كى توان ديد رعنا جوانش * تنش زخم شمشير و خنجر گرفته پدر كى توان ديد نسرين‌عذارش * چنين در ميان قوم كافر گرفته خصوصا جوانى به مانند اكبر * كه شبهت رخش با پيمبر گرفته تو اى « ناصرى » اين سخن ساز كوته * كه ماتم از اين غصّه حيدر گرفته نيارد كسى داغ اكبر شنودن * كه آفاق از داغش آذر گرفته