Skip to main content

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 193

Contributors:

P.193
جنازه‌ام را مىگيرند . * سرم را بلند مىكنم آسمان از سياهى * هاشور خورده است و خورشيد التهابى * كه از دست مىرود . مىدانم * مردهاى بىصورت با كلاه فكر مىكنند * و با دندان مصنوعى مىخندند . بوى جنازه‌هاى تازه * بيدارم كرد مردهاى كوتاه * با گردن‌هاى كلفت دهان باز كرده * و تابوت مرا مىجويدند .