پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 169

پدیدآورندگان:

ص۱۶۹

مسلخ

باز در كوچه باران‌زده * شب عابرى * در گلو بغض فروهشته ، وليك با قدم‌هاى بلندش * گويى گل خورشيد بهاران مىكاشت * كولى بىرمق چشمهء صبح * ميزبان مه سنگينى بود دست تقدير چنانش * گويى بىبهانه * بىترحّم در پيش * تا به مسلخ‌گه پرپر شدن گل مىبرد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 169 | سيد محمد باقر برقعى