پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 567

پدیدآورندگان:

ص۵۶۷
در اين غروب مداوم كه عشق در پستوست * به لطف زمزمه كن ز عاشقان ما شاعر به رمزِ عشق بخوان ، بسته با قفس برخيز ! * به غمزه رقص‌كنان در ميان ما شاعر ز بطن سنگ ، هم‌آواز چشمه برمىخاست * حضور چشم شما ارغوان ما شاعر شكفت بغضِ زمين ، آسمان نمىبارد * ببار بر تب جان و جهانِ ما شاعر

تا چند . . .

در شطّ سحر غرورِ باران خاموش * هم دفتر عشق ، هم بهاران خاموش با سرو خميده باد مىگفت به رمز * تا چند حضورِ سربداران خاموش

بهار

اين برف‌ها كه سراسيمه آب مىشوند اين ابرها كه شادمانه مىبارند اين درخت‌ها كه لانه‌هاى سوخته را سبز مىكنند اين پرنده‌ها كه ابرهاى سياه را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 567 | سيد محمد باقر برقعى