پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 632

پدیدآورندگان:

ص۶۳۲
چنين كه سيب تنت آبدار و شيرينست * چگونه مىشود از تو حذر كند شاعر تو مثل قصه مادربزرگ جذابى * كه مىشود شب را با تو سر كند شاعر به انتهاى تو هرگز نمىرسد « حشمت » * نمىشود كه تو را مختصر كند شاعر

يا حسين عليه السّلام

اينجا زمين به ماتم گل‌هاى پرپر است * هر چشم مست ماهى در خون شناور است خون سياوش است كه مىجوشد از زمين * اين لاله‌ها كه دشت از آنها معطر است در ماتم غريب گل سرخ تا ابد * پائيز جان ، تمام زمين لاله‌پرورست خيمه به خيمه آتش خونست و تشنگى * شعله به شعله چشم ز خون گريه‌ها تر است هر لب زغال سرخ شده است از فراق آب * هر كودك از عطش به خدا خونين‌جگر است خورشيد روى چو به نيزه غروب كرد * از خون اوست ماه بدين‌سان منور است « حشمت » چگونه گريه كنم در عزاى او * آنجا كه لاله سرور گل‌هاى پرپر است