Skip to main content

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 193

Contributors:

P.193
و مردى كه چشمان او چون پيامى سست مبهم مرا تا سراشيب غم‌بار يلدا فراخواند در اين باغ ظلمت تو نيلوفر رنج‌هاى منى ملولم چه دانى از اين‌سوى ديوار شود پيك پرواز آيد از آن دور غم اين همه تشنگى ما مرا مىبرد تا شب بغض انسان فضا سربى و باد و رگبار - كشد تيغ بر آشيان‌هاى خاموش كجا شد طلوع مباركه دم نوبهاران كجا شد بهار قديم دل ما در اين‌سوى دل‌واپسىها مرا خنجرى از غرورت ببخشا تو پايان رنج‌هاى منى غروب است و باران بيا چتر گيسو بيفشان تا كه نوروز برآيد از در صبح