Skip to main content

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 2423

Contributors:

P.2423

پاييز

به من جايى گمانم داده پاييز * پناهى را نشانم داده پاييز درون فصل زرد و سرد چشمش * زمستان را امانم داده پاييز

گلها

رسيدند و شكستند و نديدند * چه از اين شاخه‌هاى ما بچيدند شقايقهاى پرپر يادشان هست * كه گلها را چگونه سر بريدند

وقتى كه . . .

وقتى كه دستهاى سبز تو را در ذهن تيره‌خاك - مىكاشتند من در غبار چشمها به‌وضوح مىديدم كه آينه و آب ، خاك مىكنند - مهربانيها را .

نياز

از پشت پرچين مژه‌هايت دست نياز خشك و - پاييزى نگاه من از باغ سبز چشمهاى تو دزدانه بهار مىچيد .