پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 2362

پدیدآورندگان:

ص۲۳۶۲
كه آيد جوانمردى آموزد از پهلوانان اين روزگار جوانمردى آموزد از پهلوانى كه پيروز شد بر آن كودك شيرخوار ! توانا بود هركه همدست شيطان بود توانا بود هركه نادان بود چنين گفت فردوسى پاكزاد بر آن سنگ‌پايه ، در آن بامداد

مثل تصوير به آب

بر لب جوى فراموشى تو بوته‌اى مىرويد من تو را مثل ذرّات هوا مىخواهم كوه در حسرت يك جرعه طنين من تو را مثل صدا مثل صدا مىخواهم تو به من نزديكى مثل خورشيد به گل مثل تصوير به آب مثل آواز قدمهاى دو همراه به پل با صداى تو نمىترسم از اين تاريكى من تو را مست و رها مىخواهم مثل يك تكّهء ابر در سراشيبى يك تپّهء سبز با تو از خلقتم آگاه شدم با تو فهميدم انسان هستم من تو را مثل خدا مىخواهم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 2362 | سيد محمد باقر برقعى