Skip to main content

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 2341

Contributors:

P.2341

رودابه

امانت عشقش را در كوله‌پشتى فرداى كودكانش خواهد بست تا سرود رهايى را در ژرفاى هر فاصله رساتر از بلندى قامت خاك بر تارك گور گمنامى فرياد بزند

زن در مسير تاريخ

آن‌سوى اين زمان گهوارهء معاشقه مىجنبد * آوازه‌خوان ما بيدار و سركش است زانو نمىزند جز در حضور حق بر خاك استغاثه و افيونى آن‌سوى اين زمان با نام اوست معطّر هر لاله‌اى كه سركشد از لابلاى سنگ آوازه‌خوان ما - تنها - زن را به كارِ خانه نمىگيرد چون عاشق است