پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 2095

پدیدآورندگان:

ص۲۰۹۵
يك پاى داشت ! پايى كه بود بسته و زخمين و دردناك چون لاشه‌اى پرآبله افتاده روى خاك جاييش زخم زنده و جاييش مرده خون انگشت آن فتاده و رگهاى آن برون * يك چشم داشت ! يك‌پا و دست داشت ! امّا نبود در پى خوارى و بندگى با سينه مىخزيد ، به دنبال زندگى . . .