Skip to main content

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 1719

Contributors:

P.1719
جوشيده سهمناك بر اين خاك سهمگين زان گونه مرگ‌بار كه پنداشتى - دريغ ديگر زمين هميشه تهى مانده از حيات امّا زمين هميشه همان گونه سخت پشت بيرون كشيده تن از زير هر بلا و آغوش باز كرده به لبخند آفتاب زرين و پرسخاوت و سرسبز و دلگشا * بگذار چون زمين من بگذرانم اين شب توفان گرفته را و آنگه به نوشخند گل‌افشان آفتاب پيش تو گسترم همه گنج نهفته را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — Page 1719 | سيد محمد باقر برقعى