پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1347

پدیدآورندگان:

ص۱۳۴۷

رباعيات

تا جان به هواى آن لب ميگون رفت * چون چشم قدح ز ديدهء دل خون رفت مستانه به شرح حال ما بنويسيد * مست آمد و مست از جهان بيرون رفت * * * عشق آمد و از ره خرد دورم كرد * آشفته و دردمند و رنجورم كرد افعال بشر به اختيار است ولى * با آن‌همه اختيار مجبورم كرد * * * اى دوست شب و روز برآميخته‌اى * با جان عزيز ما درآويخته‌اى تا زلف به دست باد دادى جانا * گرد از سر خاك ما برانگيخته‌اى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1347 | سيد محمد باقر برقعى