پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1214

پدیدآورندگان:

ص۱۲۱۴
به دنيا در زن و مال است بندت * به عقبى حورى و جنّت كمندت تو را بايست از اين ، هر دو جستن * دريغ از همّت و بىتك سمندت * * چرا سرگرم ، بر ناپايدارى * چرا سر سوى بالا برنيارى صلاى عشق مىآيد ز بالا * چرا در گوش جانت پنبه دارى * * به خود گم شو ره مقصود اين است * درون توست گر حبل المتين است نَفَختُ فيهِ مِن رُوحى شنيدى * چه گويى دولتت در آستين است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1214 | سيد محمد باقر برقعى