پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1102

پدیدآورندگان:

ص۱۱۰۲

پرپر زد

چون پيك بهار حلقه را بر در زد * بلبل به سراپردهء بستان سر زد پيغام كه از زبان سوسن بشنيد ؟ * افتاد به روى برگ گل پرپر زد

حماسه پرواز

از جوش زمين گيرد گرد آب و گلم * بر تار قفس ، حماسه پرواز دلم با آنكه دلم پر است از چون‌وچرا * بىچون‌وچرايى بنموده خجلم

سبز قامت جنگل

آبى برودخانه ز پاكى چو آينه - * - مىرفت و سبز قامت جنگل به دوش داشت شب بود و زندگى * از اشك شوق چشم من ابرى به كوه زد تُندر * تندر زد آذرخش سيلاب شد پديد * جنگل به گِل نشست .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 1102 | سيد محمد باقر برقعى