پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 867

پدیدآورندگان:

ص۸۶۷
ساقى كوثر به روز رستخيز * درگشاى روضهء رضوان عليست تاج عزّت بر سرش زيبنده باد * رهرو شاهنشه مردان عليست روز محشر نيست باكم از گناه * زان كه دانم شافع « پيمان » عليست

شعلهء جنگ

اين شعلهء جانسوز كه نامش جنگ است * در زير سرش هزارها نيرنگ است آبى كه كند شعلهء آن را خاموش * در چشم كسى هست كه قلبش سنگ است

مكتب حسن

چشم دل تا بر جمال دلربايت دوختم * شمع‌آسا در ميان جمع تنها سوختم خاطرى آسوده دارم تا ابد در عاشقى * عشق را در مكتب حسن تو من آموختم گفت « پيمان » گر خريدم رنج هجران را ز يار * عيش و شادى را به يكباره به او بفروختم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 867 | سيد محمد باقر برقعى