پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 814

پدیدآورندگان:

ص۸۱۴
چو گلهاى بشكفته پژمرده گردد * نهال اميد من افسرده گردد شود از پس لحظه‌اى مستى من * خمارى گران سربه‌سر هستى من تهى شد چو پيمانهء آرزوها * به كابوس گردد به دل عشق و رؤيا گلستان شود مقبر تنگ و تارى * نهال فسرده صليب مزارى !
ترجمه از آثار لرد وانسيتارت

نغمهء شبهاى خزان

گويى امشب درون نالهء باد * طرفه كيفيّتى و معناييست همچنان كورهاى مادرزاد * باد ، را شكوه‌اى و غوغاييست * * ماه سنگين‌دل از فراز جهان * كى ز غوغاى او خبر دارد كه چرا باد ، با دلى پردرد * فكر غمخوارى بشر دارد * * چاره‌جويى و شكوه و تحقير * اندر اين گيرودار يكسان است كرده قانون زندگى تقرير : * صبر تنها علاج انسان است !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 814 | سيد محمد باقر برقعى