به پاس محنت چشمان من كه در همه عمر * در انتظار تو يك شب نيارميد ، مرو
براى حرمت اشكى كه وقت آمدنت * از اشتياق به رخسار من چكيد ، مرو
تو كز گذشتهء من آگهى و مىدانى * به روز من چه گذشت و چهها رسيد ، مرو
تو را قسم به خداوند عشق و زيبايى * به حق آنكه چنين خوبت آفريد ، مرو
مرو دوباره ، كه در انتظار آمدنت * هزار مرتبه جانم به لب رسيد ، مرو
تويى نتيجهء يكعمر آرزو ، يك شب * ز پيش آنكه تو را آرزو كشيد ، مرو
به يار از سفر برگشته
شكر يزدان را مه من كز سفر باز آمدى * چشم ما روشن كه باز اى شوخ طنّاز آمدى
رفته بودى اصفهان تا غارت دلها كنى * اى كه يغماگرتر از تركان شيراز آمدى
با نگههايى كه در دل زنده مىسازد هوس * با دو چشم جادوى مخمور غمّاز آمدى
اى كلاس خوبرويى را شده اوّل نفر * وى ميان خوشگلان شهر ممتاز آمدى
اى ميان جمع زيبايان به زيبايى نشان * وى به پيش خيل مهرويان سرافراز آمدى
آمدى ، دلهاى مشتاقان ز لطفت جان گرفت * دختر ترسا ، مسيحآسا به اعجاز آمدى
خلقتت از بهر بلوا بوده گويى ، كز نخست * شورشافكن ، فتنهگر ، آشوبانداز آمدى
راست گويم ، بىوجودت شهر ما رونق نداشت * آمدى ، خوب آمدى ، ماه آمدى ، ناز آمدى
چشم خونبار
نشان از عشق دارد نازنين يارى كه من دارم * سپهسالار خوبان است دلدارى كه من دارم
چنين سرخوش به پيش چشم من با مدعى منشين * بترس از آتش آه شرربارى كه من دارم
به پيش حسن روزافزون تو ، بىمشترى ماند * هزاران يوسف مصرى به بازارى كه من دارم
من و از عشق گلهاى دگر بلبل شدن ؟ حاشا ! * سراسر وصف روى توست گفتارى كه من دارم