چند مطلب قابل عنايت و بررسى موجود است :
1 . ريشهء لغوى و ادبى ترجمه .
2 . انواع و اقسام آن .
3 . سير فقهى و ادبى آن .
4 . سير تاريخى و تحوّلات آن .
5 . نخستين ترجمهء قرآن به زبانهاى اروپائى .
6 . فوائد ترجمه و آثار آن .
7 . آراء و نظريّات دانشمندان غير اسلامى .
1 . ريشهء لغوى و جنبهء ادبى آن :
برخى آن را از « ترجم » مانند « دحرج » از ريشه چهار حرفى دانستهاند ، و به معناى كشف و تفسير و بيان گرفتهاند . « 1 »
برخى آن را از ريشه « رجم » عربى گرفتهاند و به معنى سخن گفتن از روى حدس و گمان دانستهاند . « 2 »
برخى آن را مشتقّ از كلمه « ترجمان » مانند « نردبان » فارسى دانستهاند . « 3 »
و جمعى آن را مأخوذ از كلمه
TGRYMO
آرامى دانستهاند . « 4 »
و برخى نيز بعيد نمىدانند كه از « رجم » كلدانى بمعنى افكندن گرفته شده باشد . « 5 »
و برخى هم هستند مانند مرحوم دهخدا كه گفتهاند اصل آن از كلمه « ترزبان » گرفته شده است .
ايشان مىگويند : « ترجمه : تفسير كردن زبانى از زبان ديگر را گويند و ترجمان كسى است كه كلام دو شخص متغاير اللّسان را به يكديگر بفهماند .
فردوسى در اينباره مىگويد :
يكى ترجمان را ز لشكر بجست * كه گفتار تركان بداند درست » « 6 »
صحيح همان است كه ترجمه يككلمه عربى رباعى مجرّد از مادّه « ترجم » مانند « دحرج ، يدحرج ، دحرجة » ، « ترجم ، يترجم ، ترجمة » باشد ، آنگونه كه در لسان العرب و صحاح و قاموس آمده است و مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى در الذريعة آن را پسنديده و بيان نمودهاند . « 7 »
مرحوم دكتر محمد معين در فرهنگ خود آورده است : « ترجمه : مصدر از گزاردن ، گزارش كردن ، گردانيدن از زبانى به زبانى ديگر ، نقل كردن 2 . ذكر كردن سيرت اخلاق و نسب شخصى : 3 . شرح احوال ( بيوگرافى ) مىباشد . » « 8 »
ابن منظور در لسان العرب گويد : « ترجم - الترجمان و الترجمان - المفسّر للسان » و في حديث هرقل : قال لترجمانه [ يعنى به مترجم خود گفت ] التّرجمان بالضم و الفتح هو الذى زائدتان و قد ترجم عنه ، و ترجمان هو من المثل الّتى لم يذكرها سيبويه ، و قال ابن جنّى امّا ترجمان فقد حكيت فيه ترجمان بضمّ اوله و مثاله فعلان كتعرفان و اخمسان . » « 9 » ( ترجمه و ترجمان به تفسيركنندهء لغت گفته مىشود و ترجمان كسى است كه لغتى را به لغت ديگرى نقل و بازگويى مىكند . در داستان هرقل آمده است كه به مترجم خود گفت . جمع آن تراجم است تاء و نون در ترجمان اضافه است و آن از امثالى است كه سيبويه ذكر نكرده است و ابن جنّى آن را بر وزن تعرفان و اخمسان دانسته است ) .
2 . انواع و اقسام آن :
ترجمه ، بازگرداندن كلمهاى به كلمهء ديگر و از زبانى
هامش
( 1 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 ، ص 72 - 73 .
( 2 ) بطرس بستانى در محيط المحيط .
( 3 ) غرائب اللغة العربية ، الاب رفائيل تخله يسوعى ، ص 175 ، چاپ بيروت .
( 4 ) آئين دين ، به نقل از : تاريخ قرآن ، دكتر راميار .
( 5 ) تاريخ القرآن ، دكتر راميار ، ص 645 ، چاپ امير كبير .
( 6 ) لغتنامه دهخدا ، ج ت ، ص 559 .
( 7 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4 ، ص 72 ، به نقل از :
صحاح و قاموس .
( 8 ) فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1064 .
( 9 ) لسان العرب ج 1 ، ص 316 ، ماده ترب تأليف ابن منظور ( 3 مجلد بزرگ چاپ بيروت ) .