الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
مرفوع خواندن آن صحيح و مجرور خواندن آن تا حدّ كفر و شرك معنى را دگرگون و منقلب مىسازد : « خداوند و پيامبرش از مشركان بيزار هستند » در صورت مرفوع . و در صورت مجرور : « خداوند از پيامبر و مشركان [ نعوذ باللّه ] ، برائت و بيزارى دارد . »
3 . صرف :
موضوع آن تنها كلمه است از آن نظر كه تصرّفات و تبدّلات گوناگونى دربردارد و در صورت بحث و گفتگو از ابنيه و صيغهها و كلمات صورت مىپذيرد و گفتهاند : « كسى كه علم صرف از دستش رفته باشد ، بيشترين معلومات را از خود تباه ساخته است . »
علم و آگاهى بر صرف و آشنايى با نحوهء تبدّلات كلمه ، در آن علم ضرورى مفسّر مىباشد .
4 . اشتقاق :
از چگونگى مشتقّ شدن كلمات و ريشهيابى كلمات بحث و گفتگو مىكند و ريشهء كلمات را مشخّص مىسازد ، چون گاهى امكان دارد كلمه از دو ريشه مشتقّ شده باشد و در هر ريشه معناى خاصّى داشته باشد ، مانند اشتقاق كلمهء « مسيح » از « سياحت » و « مسح » و ضرورت دارد مفسّر وجه صحيح آن را شناخته باشد تا معناى اصلى را از اين راه برگزيند .
5 . معانى :
معانى ، علمى است كه بهوسيلهء آن مطابقت كلام با مقتضيات حال ، مشخّص مىگردد و خواصّ تركيبهاى كلام ، با آن شناسايى مىگردد .
6 . بيان :
علمى است كه ويژگيها و اختصاصات تركيب كلام از نظر خفاء و وضوح بهوسيلهء آن شناخته مىشود .
7 . بديع :
عبارت از دانستن و شناختن محسّنات و زيباييهاى كلام است كه به كار بردن آنها در نظم يا نثر ، سخن را زيباتر و دلپذيرتر مىسازد و جذّابيّت خاصّى به آن مىبخشد . بديع ، صنايع لفظى را در كلام به كار مىبرد ، چون لفظ فصيح و بليغ در نفس انسان اثر نيك مىبخشد و بر جان و دل او مىنشيند و لفظ ناهنجار و كلام غير بليغ ، خستگى و تنفّر مىآفريند و خداوند متعال براساس ناموس خلقت ، رفتار نموده است . نمونهء روشن آن در ادب فارسى ، اين شعر زيبا مىباشد :
چه زنم چو ناى هردم ، ز نواى شوق او دم * كه لسان غيب خوشتر ، بنوازد اين نوا را
همهشب در اين اميدم ، كه نسيم صبحگاهى * به پيام آشنايى ، بنوازد آشنا را
8 . علم قرائت :
قرائت و خواندن متن قرآن ، راه صحيح تلفّظ كلمات قرآن كريم را نشان مىدهد و برترى پارهاى از وجوه محتمل را بر ديگرى ، مشخّص مىگرداند ، مانند قرائت « مالك » يا « ملك » در
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
و امثال آن .
9 . علم كلام :
كه متكفّل بيان مبدأ و معاد و عقايد درست و صحيح از عقايد و آراى نادرست و خطا است . علم كلام توضيح و تأويل صحيح آياتى را كه معنى ظاهرى آنها مراد و مقصود نيست ، به ما نشان مىدهد ، مانند :
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
و مشابه آن كه يقينا مقصود از آن دست و اعضاى ظاهرى نيست .
10 . اصول فقه :
قواعد و مبانى اصولى كه در راه استنباط احكام به كار آيد و وجوه استدلال در احكام فقهى ، بهوسيلهء آنها تأمين گردد .
11 . اسباب نزول :
اسباب نزول و نشان دادن عوامل فرود آمدن آيات الهى و شأن نزول آنها كه مقصود آيه را مشخّص و