كتابها اشاره مىكند و رد مىشود . « 1 »
چون اين افسانه مطابق خواست غربيان و شرقشناسان اسلامزدا بوده است ، آن را با آبوتاب فراوان نقل كردهاند و با شواهد و قرائن فرضى ، وقوع اين عمل را تأييد كردهاند .
داستان مزبور نخستين بار همراه ترجمهء لاتينى كتاب مختصر الدول ابن العبرى كه بهوسيلهء بوكوك در سال 1613 م . صورت گرفته بود ، به غرب انتقال يافت و چون با روح مسيحىگرى ، كه كينهء خاصّى با اسلام و مظاهر مشرقزمين دارد ، موافق بود ازاينرو برخى از نويسندگان سينهچاك و فريفتهء غرب نيز آن را با استناد به سرچشمهء غربى معتبر در كتابهاى تاريخ و تمدّن خود نقل نمودند .
* دلايل ساختگى بودن اين داستان
1 . يوحنّاى نحوى ( ناقل فرضى ) ، چندين سال پيش از فتح مصر ، از دنيا رفته بود .
2 . آتش گرفتن كتابخانه ، چندين سال قبل از حملهء مسلمانان بود ، آنهم بهصورت حريق عادى و معمولى ، نه آتش زدن قهرى يا إحراق عمدى .
3 . اغلب نوشتهها در آن ايّام ، روى سفالها و كتف شانهها ، و گلها نوشته مىشد . كاغذ به اين حدّ وفور وجود نداشت كه قابل احتراق بوده باشد .
4 . داستان سوزاندن كتابها پانصد و اندى سال پس از وقوع ، انتشار يافته است . حق اين بود كه در منابع نخستين نزديك به عهد وقوع فرضى حادثه ، اثرى از آن وجود داشت .
5 . داستان آتشسوزى شايد مربوط به يكى از اين دو كتابخانه باشد : يكى كتابخانهء موزهء مصر كه بهوسيلهء تيودوسيوس ، امپراتور روم از ميان رفته بود و دومى كتابخانهء معبد « ويبرابيوم » مىباشد كه قبل از آتشسوزى در سال 391 م . از معبد به جاى ديگر انتقال يافته و كتابهاى آن ، دو قرن و نيم پيش از فتح ، پراكنده و متفرّق گشته بود .
6 . نويسندگان قرن 5 و 6 و همچنين اوايل قرن 7 ، به چنين امرى حتّى اشارهاى هم نداشتهاند .
7 . اگر چنين كتابخانهاى هنگام تسليم شدن اسكندريّه و نوشتن صلحنامهء بهوسيله مقوقس وجود داشت ، لازم بود كه در پيمان صلح و در شرايط آن آورده مىشد . قراردادى كه به مصريان رخصت مىداد در زمان صلح در مدّت يازده ماه هرچه خواستند اثاثيّهها و اموال منقول خود را انتقال دهند .
8 . جا داشت مورّخان نزديك به وقوع حادثه ، مانند خنائيگدسى كه مورّخ نامدار آن عصر است ، مطلب به اين مهمّى را درج مىنمود ، ولى تا حال چنين نوشتهاى از ايشان و نه از ديگر مورّخان معاصر او ، به دست نيامده است . « 2 »
* پردهاى بر جنايت صليبيان
واقعيّت مطلب اين است كه برخى از نويسندگان غربى يا شرقى كه اين افسانه را نقل كردهاند ، خواستهاند بدينوسيله روى جنايتهاى صليبيان و آتشسوزيهاى مدّعيان پيروى حضرت مسيح ( ع ) كه در مورد كتابخانهء طرابلس شام كه در سال 1009 م .
( در مرحلهء نخستين خود ) انجام دادهاند پرده بكشند .
چون ، اوّلا : به هنگام فتح مصر اسكندريه كتابخانه مهمى وجود نداشت ، چون كتابخانه بطلميوسيان ( همين كتابخانه ) چند سال پيش ، قبل از ميلاد ، به دست ژول سزار سوخته شده بود و كتابخانههاى ديگرى كه به عنوان كتابخانههاى فرعى از آن ياد مىكنند ، در حدود سال 389 ميلادى ، بهوسيلهء
هامش
( 1 ) الخطط ، مقريزى ، ج 10 ، ص 28 .
( 2 ) دائرةالمعارف ، فريد وجدى ، ذيل مادهء « كتب » .