مىخواست با استناد به آن آيات نازلشدهء قبلى ، پيشدستى نمايد . يقينا چنين نزولى در مرحلهء دفعى پيشين ، بر خود پيامبر اسلام بوده است ، نه بر همهء مردم .
تدريجى : آن است كه برحسب نياز و مقتضاى ضرورت ، آيات در مقاطع مختلف نزول يافته باشد ، نه يكباره و از اين نوع با كلمهء « نزّل » تعبير آمده است ، جايى كه مىفرمايد :
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ ، وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا
« 1 » ( قرآن را جزءجزء فروفرستاديم تا به مرور به مردم قرائت نمايى . )
يا در برخى از روايات نيز آمده است كه قرآن غالبا به صورت پنج آيه ، پنج آيه ، نازل مىشده است .
« أخرجه ابن عساكر من طريق ابى نضرة قال كان ابو سعيد الخدرى يعلّمنا القرآن خمس آيات بالغداة و خمس آيات بالعشية ، و يخبر انّ جبرئيل نزّل بالقرآن خمس آيات . » « 2 »
( ابن عساكر از طريق ابى نضره چنين بيان مىكند كه ابو سعيد خدرى قرآن را پنج آيه ، پنج آيه تعليم مىداد ، صبحگاهان و شامگاهان و مىگفت كه جبرئيل آيات را پنجتا پنجتا تنزيل نموده است ) پس قرآن چند آيه چند آيه نازل شده است .
بيهقى بهصورت مرسل از على ( ع ) نقل كرده است كه : « قرآن پنج آيه ، پنج آيه ، نازل شده است ، مگر سورهء انعام كه يكباره نازل گشته است . » « 3 »
يا مرحوم علّامه طباطبايى ( ره ) مىفرمايد : نزول دفعى قرآن در شب قدر بوده است و سرآغاز نزول تدريجى با سورهء « العلق » و آيات
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
آغاز شده و سورهء « المزّمل » و « المدثّر » كه مورد خطاب و عتاب پروردگار جهان قرار گرفته است ، پس از دوران فترت و انقطاع وحى بوده است كه دستور ايجاد ارتباط و دريافت مجدّد وحى را مىدهد « 4 » و طبيعى است به هنگام نزول ، كاتبان وحى به نگارش آيات ، مبادرت داشتند . چون نگارش آيات قرآن توسّط كاتبان وحى آغاز گشته است ، جا دارد بحث كوتاهى نيز در اينباره انجام پذيرد :
* كاتبان وحى
نويسندگان وحى افرادى بودند كه توان نوشتن را در آن روزگار بىسوادى و عدم آشنايى با اصول كتابت را داشتند ، چون جمعى از جوانان با دستور رسول خدا ( ص ) خواندن و نوشتن را فرا گرفته بودند و تعداد آنان برحسب اختلاف روايات ، و در طول عهد رسالت از ده تا 40 نفر به شمار آمده است ، هرگاه پيامبر اسلام ( ص ) قسمتى از آيات را تلاوت مىنمودند ، آنان به نگارش و تحرير آن ، مىپرداختند . معروفترين و برجستهترين آنان ، علىّ بن ابى طالب ( ع ) بود ، چون او تمامى آيات را نوشته است . اگر احيانا او حضور نداشت و آياتى نازل مىگشت ديگران مىنگاشتند ، دوباره پيامبر اسلام ( ص ) به او دستور مىداد كه همان آيات را مجدّدا بنويسد ، در تفسير برهان آمده است :
عن سليم بن قيس الهلالى ، قال : سمعت امير المؤمنين ( ع ) يقول ما نزلت آية على رسول اللّه ( ص ) الّا اقرأنيها و املاءها عليّ فأكتبها بخطى و علّمنى تأويلها و تفسيرها و ناسخها و منسوخها و محكمها و متشابهها . » « 5 »
( آيهاى بر پيامبر اسلام ( ص ) نازل نشده است ، مگر آنكه آن را به من خوانده و به من املاء نموده است ، پس من آنها را با خطّ خويشتن ، مىنوشتم و پيامبر اسلام ( ص ) تأويل ، تفسير ، ناسخ ، منسوخ ،
هامش
( 1 ) سوره اسراء ، آيهء 106 .
( 2 ) الدرّ المنثور ، سيوطى ج 4 ، ص 25 .
( 3 ) الإتقان ، سيوطى جزء 1 ، چاپ بيدار ، ص 156 .
( 4 ) الميزان در موارد مختلف .
( 5 ) تفسير برهان ، ج 1 ، ص 16 . كمال الدّين و تمام النعمة ، ص 284 .