است كه به نام تفسير پاك شهرت يافته است . اين تفسير در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم تأليف يافته است و مؤلّف آن غير مشخّص و نامعلوم است . اين قسمت كه توسّط بنياد فرهنگ ايران چاپ شده است ، از سورهء بقره از آيه 65 - 151 ، مىباشد و در حدود سال 450 ه . ق ، تحرير يافته است به تفاسير ديگر شباهت ندارد . كاتب نسخه در نوشتن كلمات غالبا براى حروف مخصوص فارسى ( پ و گ ) و حروف اضافهء « ى » آخر كلمات ، و « ى » مجهول تشخّصى قائل شده است . نسخهء عكسى آن متعلّق به دانشگاه لاهور مىباشد .
اين كتاب كه در اوايل 1345 از سوى بنياد فرهنگ ايران چاپ ، و در اختيار اهل تحقيق قرار گرفته است ، خود مىتواند نشانگر نقش تفسير در ايجاد تحوّل در ادب پارسى بوده باشد .
3 . تفسير سورآبادى :
مؤلّف اين تفسير فخيم ، ابو بكر بن عتيق معروف به « سورآبادى » ( متوفى 494 ه ) از علماى قرن پنجم است كه با آلبارسلان و ملكشاه سلجوقى معاصر بوده است . چاپ عكسى موجود از روى نسخهاى است كه در ربيع الآخر 523 ه كتابت و استنساخ شده است و هماكنون در كتابخانهء « ديوان هند » در لندن تحت شماره 3840 محفوظ است و كتاب موجود داراى 418 صفحه است . اين تفسير نيز از تفاسير ارجمندى است كه به اهتمام دكتر يحيى مهدوى چاپ و احيا گرديده است و مىتواند نقش تفسير را در تحوّل ادب پارسى و روند تكاملى آن ، ارائه دهد .
4 . تاج التراجم يا تفسير اسفراينى :
از عماد الدّين ابو المظفر شاهپور ( 471 ه . ق ) ، يكى ديگر از تفاسير ارزشمند پارسيست . اين كتاب به قصد ايراد معادل براى لغات و تركيبات قرآن معمولا مفردات و تركيباتى از زبان فارسى را آورده است كه در اين اواخر فراموش يا از ميان رفته است و جز از راه داشتن مصاديق عربى ، درك آن دشوار يا مورد ترديد و تأمّل مىباشد .
5 . تفسير كشف الأسرار :
اين تفسير شريف از رشيد الدّين ابو الفضل ميبدى شاگرد خواجه عبد اللّه انصارى معروف مىباشد كه اخيرا بهوسيله على اصغر حكمت استاد دانشگاه و وزير معارف وقت ، احيا و چاپ و نشر گرديده است و مىتوان آن را از جمله آثار برگزيدهء ادب فارسى نيز محسوب داشت كه در ده مجلّد بزرگ وزيرى قرار دارد و بارها در ايران چاپ و انتشار يافته است و اخيرا فهرست جامع و متنوّعى بر آن ترتيب داده شده است . نقش ادبى و عرفانى اين تفسير در روند تكاملى ادبيّات هرگز مورد ترديد و انكار هيچ اديبى نيست .
6 . تفسير روض الجنان :
اين تفسير شريف ، اثر ابو الفتح جمال الدّين حسين بن على محمد رازى ، يكى از علماى بزرگ شيعه است كه در شهر رى براى شيعيان به وعظ و تذكير اشتغال داشته است و در اواسط قرن ششم در همان شهر درگذشته است . كتاب او در 20 جزء واقع شده است . مؤلّف محترم در تفسير هريك از سورهها ، اطّلاعاتى ارزشمند درباره نام و شماره آيات ، مكّى و مدنى بودن ، آراء قرّاء دربارهء آيات و امثال اين مسايل را ذكر مىكند و آنگاه به نقل و ترجمهء آيات و تفسير هريك و ذكر نظر خود درباره معانى و لغات و قرائت آنها مىپردازد .
داستانها و حكايات مربوط به آيات را نيز مىآورد و در بسيارى از موارد ، نظريّات جديدى دربارهء مسائل فقهى و كلامى دارد .
روض الجنان از حيث اشتمال بر فوائد لغوى و دستورى و نثر سادهاى كه دارد ، حائز اهميّت بسيار مىباشد . سبك نثر آن ، ديرينه و مشتمل بر بسيارى از لغات و تعبيرات و تركيباتى است كه در جاى